در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «دانلود ابر بر اشک عزادار حسین می نازد» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : مرهمی از جنس ظهور... و سلام ای عزادار همیشگی و حدیث از امام حسین (ع) و اشک بر حسین (ع)
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
کانون قرآن وعترت پرستاری ومامایی تهران دسترسی پیدا کنید
سلام؛
داغ دار ترینم،
دهه ی اول تمام شد ...
و همه انگار قصه را به پایان تلخش رسانده اند می روند،
و بار دیگر شما میمانی و تکرار هر روزِ این قصه ی پایان نیافته؛
و امروز، روزی است که یادمان می آورد.
این قصه را پایانی است نه به تلخی عصر عاشورا،
بلکه به شیرینی وقت ظهور،
کربلا را جز شما پایانی نیست ...
این را می توان از سرخی چشمتان حدس زد
این سرخی چشم از پرچمی است که هر جمعه یا نه!
هر روز، بلندترین آمین را به ندبه های نخوانده ی ما می گوید.
کربلا را پایانی نیست ...
مرهمی است از جنس شما، از جنس ظهور ...
"این الطالب بدم المقتول بالکربلا"...
ادامه مطلب می دانم قصه را بهتر از من مى دانید،عصر امروز صحرایی مهمان داردکه وقتی نامش برده شد؛حسینِ فاطمه یک جمله فرمود:
"اعوذبالله من الکرب و البلا"
روزی که علمدار علم بر زمین کوبید و سایه سار حرم شدو کودکان کنارش خوشحال بودند و یازده روز بعد! نه امامی بود، نه پدری، نه علمی، نه عمویی ...
آقا جان نمى خواهم به زخمتان نمک بپاشم مى خواهم زخمتان را التیام باشم مى خواهم داغ آن صحرا را کم کنمداغ امروزی که چشمان زینب را به اضطراب کشاند ماهی که اشک را به چشم شما نشاند امروز حسین (ع) به دشت کربلا وارد مى شود و من دلم مى خواهد شما از دشت تنهاییتان خارج شوید کاش کنارمان بودید تا...
ادامه مطلب امام حسین (علیه السلام) فرمودند:
پنج خصلت است که در هر کس نباشد، بهره ی چندانی دراونیست:خرددینادبحیاواخلاق نیکو
حیاة الامام الحسین علیه السلام، ج 1، ص 181 ...
ادامه مطلب
خواب بودم، خواب دیدم مرده ام بی نهایت خسته و افسرده ام
تا میان گور رفتم دل گرفت قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
روی من خروارها از خاک بود وای، قبر من چه وحشتناک بود!
بالش زیر سرم از سنگ بود غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود
هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت سوره ی حمدی برایم خواند و رفت
خسته بودم هیچ کس یارم نشد زان میان یک تن خریدارم نشد
نه رفیقی...
ادامه مطلب