"اعوذبالله من الکرب و البلا"
روزی که علمدار علم بر زمین کوبید و سایه سار حرم شد
و کودکان کنارش خوشحال بودند و یازده روز بعد!
نه امامی بود، نه پدری، نه علمی، نه عمویی ...
آقا جان نمى خواهم به زخمتان نمک بپاشم
مى خواهم زخمتان را التیام باشم
مى خواهم داغ آن صحرا را کم کنم
داغ امروزی که چشمان زینب را به اضطراب کشاند
ماهی که اشک را به چشم شما نشاند
امروز حسین (ع) به دشت کربلا وارد مى شود
و من دلم مى خواهد شما از دشت تنهاییتان خارج شوید
کاش کنارمان بودید تا با سری به زیر و نگاهی اشک بار
تسلی خاطرتان مى شدیم ...
سلام ای عزادار همیشگی
امام_عصر عليه السلام
امام_حسين عليه السلام
کانون قرآن وعترت پرستاری ومامایی تهران...
ما را در سایت کانون قرآن وعترت پرستاری ومامایی تهران دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 275